آقا خرسه با خودش گفت: چه طور است امسال را نخوابم. من که اصلاً خوابم نمی آید . او این را گفت و کلاه و شال گردنش را برداشت و رفت بیرون. بیرون غار حسابی سرد بود. پر از برف بود. آقا خرسه تا آن وقت روی برف راه نرفته بود، برای همین خیلی زود پایش لیز خورد و تالاپی افتاد زمین. از صدای افتادن آقا خرسه گنده همه جنگل لرزید. همه حیوانهایی که به خواب زمستانی رفته بودند، از خواب پریدند و از توی خانه شان سرک کشیدند تا ببینند چه خبر شده. وای آنها آقا خرسه را دیدند که داشت روی برف ها تمرین سرسره بازی می کرد. موش خرما از توی سوراخش سرک کشید و گفت: چه بازی جالبی! سنجاب هم فندق به دست از سوراخش سرش را بیرون آورد و جیغ کشید: «سرسره بازی!» سر و کله خارپشت هم پیدا شد، همان جور که راه می رفت و می گفت: وای چه برفی! خلاصه همه حیوان ها یکی یکی از سوراخ های شان بیرون آمدند تا برف بازی آقا خرسه را ببینند. همه با سر و صدا آقا خرسه را تشویق می کردند. آقا خرسه هم که حسابی هیجان زده شده بود، با دستپاچگی روی برف ها سرسره بازی می کرد و هر چند دقیقه تالاپی یک بار می افتاد زمین. کم کم همه حیوان ها دور و بر آقا خرسه شروع کردند به سرسره بازی و برف بازی. همه جا سفید و پر از برف شد؛ روی زمین و توی هوا.
انگار وسط جنگل یک جشن برفی برپا شده بود. حیوان ها حسابی برف بازی می کردند و خوشحال بودند و می خندیدند. انگار فراموش کرده بودند زمستان شده و باید بروند توی خانه های شان بخوابند. آنها آن قدر بازی کردند و بازی کردند تا بالاخره خسته شدند و خوابشان گرفت. بعد هم یکی یکی رفتند توی خانه های شان و خر و پفشان بلند شد. آقا خرسه هم همین طور. او الان حسابی خوابش برده و فکر نکنم تا بهار بیدار شود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کمک
عباسعلی سپاهی یونسی
سلام! روز زمستانی تان بخیر. بالاخره خاله پاییز بقچه رنگارنگش را برداشت و رفت و ننه زمستان از راه رسید. فصل زمستان با برف و سرمایش واقعاً قشنگ است. فقط یک کمی سرد است و باید لباس گرم را فراموش نکنید.
فردا، روز تولد امام پنجم ما، امام محمد باقر(ع) است. این روز قشنگ را به شما تبریک می گوییم. امیدواریم روزهای سرد زمستانی تان قشنگ و برفی باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نویسندگان کوچک کفشدوزک ؛ نقاشی عاشورا
معین رضوانی
مادر بزرگ به من می گوید: علی برو مسجد، مگر نمی دانی دوست هایت همه رفته اند. باید بروی وظیفه ات را انجام بدهی. می گویم: خسته ام، حوصله اش را ندارم، شماها بروید.
مادرم می گوید: علی بلند شو برویم.
باز می گویم: من بعد شما میایم. مادر و مادر بزرگ می روند مسجد امام حسین برای عزاداری.
آهی می کشم و می گویم: «یا حسین» و از پنجره بیرون را نگاه می کنم. یک دفعه فکری به ذهنم می رسد. سریع می روم و یک کاغذ سفید و مداد رنگی می آوررم و شروع می کنم به کشیدن نقاشی درباره محرم. وقتی نقاشی ام تمام می شود، مادر و مادر بزرگ بر می گردند خانه و نقاشی من را می بینند. مادر بزرگ که چشم هایش پر از اشک شده، می گوید: آفرین! یک تابلو کشیدی شبیه تابلوی عاشورا. تو وظیفه ات را انجام دادی.
احساس خوبی دارم و خوشحالم که این نقاشی قشنگ را کشیدم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آشپزکوچولو ؛ معجون شیر و انجیر
مواد لازم: ۱- انجیر خشک ۱۰ عدد ۲- شیر یک پیمانه ۳- شکر یک قاشق مربا خوری ۴- آب گرم به میزان لازم ۵- کنجد به مقدار دلخواه.
طرز تهیه: انجیر ها را شسته و در ظرفی می ریزیم و در آب گرم سه ساعت خیس می کنیم تا نرم شوند. بعد کنجد و شیر و شکر را با هم مخلوط می کنیم . انجیر ها را با گوشت کوب می کوبیم تا له شوند و به معجون اضافه می کنیم و هم می زنیم. معجون شیر و انجیر ما حاضر است می توانیم آن را در یخچال بگذاریم تا خنک شود. نوش جان!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آزمایش ؛ بادکنک و لیموترش
با استفاده از آب لیمو و جوش شیرین به راحتی می توانید یک بادکنک را باد کنید.
وسایل مورد نیاز:
- بادکنک - ۴۰ میلی لیتر آب
- یک عدد بطری - یک عدد نی
- آب لیمو - یک قاشق سوپ خوری جوش شیرین
دستور کار:
۱-پیش از شروع بادکنک را کمی بکشید تا به راحتی باد شود.
۲-آب را داخل بطری بریزید.
۳-جوش شیرین را به آب اضافه کنید و با نی هم بزنید تا حل شود.
۴-مقداری آب لیمو به آن اضافه کنید و به سرعت بادکنک را بالای دهانه بطری قرار دهید.
نتیجه:
اگر تمام مراحل بالا را به درستی انجام داده باشید، بادکنک شما باد می شود.
اضافه کردن آب لیمو به جوش شیرین یک واکنش شیمیایی به وجود می آورد.
جوش شیرین باز است و آب لیمو اسید می باشد. وقتی این دو باهم ترکیب می شوند دی اکسید کربن تولید می کنند
(CO۲). این گاز از بطری خارج شده و وارد بادکنک می شود. اگر آب لیمو نداشتید از سرکه نیز می توانید استفاده کنید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاعران کوچک کفشدوزک ؛ جهانگرد
نیلوفر تاج بخش
می شوم دوباره من
آماده برای سفر
می گذارم زیر پا
کوه و دشت و تپه را
شده ام یک جهانگرد
بسیار جالب و قشنگ
سوار بر فیل هستم
یک فیل گنده و زرنگ
مردمان را می بینم
سفید پوست و سیاه پوست
خوشحال و شاد و خندان
می چرخم توی جهان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزی که من سرما خوردم
من از سرما و گرسنگی نمی توانستم پرواز کنم و توی خیابان افتاده بودم. یک نفر من را پیدا کرد و با خودش به خانه برد.
در خانه من را توی سبدی گذاشتند و برایم آب و برنج گذاشتند. من گرم شدم و از برنج های خوشمزه خوردم. پسر صاحبخانه همه اش به من می گفت: جوجو! غذا بخور. جوجو! آب بخور. او عروسکهایش را آورد تا با من دوست شوند. روز بعد که هوا گرم شد، من را پشت پنجره گذاشتند و تازه آن جا هم برای من برنج ریختند. من به آسمان نگاه کردم و از آنها تشکر کردم و به آسمان پریدم. حالا من با دوستانم در آسمان می پرم و فراموش نمی کنم بعضی از آدم ها چه قدر مهربان هستند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیایید انگلیسی یاد بگیریم
نگار طاهونچی
برف snow
پارو shouel
سرما cold
آدم برفی snowman
یخی ICY
گلوله برفی snowball




نظر شما